همهکس رفتنی است جز پروردگار یگانهای که هماره ماندنی
است.
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
پذیرش فراق آسان نیست، چه رسد به خبر رفتن یاری موافق و پدری
مهربان که خاطرههای خوش سالیان عمر را با وی به سر کردهایم. مگر نه آن است که
داس مرگ، خوشههای زرین میچیند؟ پدرمان شمع جمع محفلمان از میانمان برفت و ما را
با یاد خوش خویش تنها گذاشت.
به یاد سفر بیبازگشت پدر دوستمان محمدآصف شفایی، به یادش
روز جمعه 1391/2/22 در چهلوپنج متری کشاورز غربی، بیست متری آتشنشانی، بعد از
فضای سبز، مسجد حضرت ابوالفضل از ساعت پانزده تا هفده عصر گرد هم میآییم تا تسلای
خاطر بازماندگان و به ویژه یار همدرس خویش باشیم. حضور دوستان بایسته است.